تدبير منزل در حكمت متعالي
حسين اربابون *
در منش قرآن و عقل دو محور براي تدبير منزل پيشنهاد شده است اول محور عاطفه و محبت، دوم محور حق و قانون. اين دو محور هرچند هر دو، مورد رضايت شرع و عقل است، ولي هر دو آنها به يك اندازه ارزشمند نيستند و هر دو باهم و در يك زمان در خانواده حاكميت پيدا نميكنند بلكه عامل اصلي و ابتدايي كه خانواده هم براساس آن شكل ميگيرد، محبت است و چنانچه محبت بين اعضاي خانواده نتواند امور آنان را اداره نمايد و اصطلاحاً طلاق عاطفي بوجود آيد، براي جلوگيري از آشفتگي و سردرگمي خانواده، اسلام بعنوان راهي براي خروج از بن بست محور قانون را پيشنهاد ميكند كه هرچند برخلاف محور اول، رضايت همه اعضاي خانواده را جلب نميكند و يك طرف اعمال شده قانون، همواره خود را قرباني و مغدور ميداند. بنابرين اگر حكمي را بپذيرد و اجرا نمايد، از سر جبر است نه رضايت خاطر. البته ممكن است غير از اين دو محور، عامل سومي در خانواده حاكميت پيدا كند و آن خشونت و قهر است كه از ديد شرع و عقل، جدايي و طلاق بهتر از آن است.
حال هر يك از اين محورهاي سهگانه با توجه به ارتباط و وابستگي حكمت عملي با حكمت نظري در فلسفه، داراي مبنا و اساسي است هماهنگ با نظام حاكم بر جهان هستي صدرالمتألهين شيرازي به تأثير از شيخ اشراق، عامل ارتباط بين موجودات را «عشق» ميداند، عشقي كه سرچشمه آن، عشق وجود مقدس خداوند به ذات خود بوده و در تمام مراتب وجود سريان و جريان دارد. بعقيده ملاصدرا اين «عشق» از «علّيّت» كه فلاسفه مشا بعنوان عامل ارتباط بين موجودات معرفي ميكردند، كاملتر و به حق نزديكتر است.
در اين مقاله سعي ميشود عقايد فيلسوف گرانسنگ جهان اسلام «ملاصدرا» درباره عامل ارتباط بين موجودات، در آثار فلسفي و همچنين تفسيرياش معرفي و مورد تحليل قرار گيرد تا بروشني معلوم گردد: در حكمت عملي و در بخش تدبير منزل كدام عامل به نحو كاملتر و مؤثر تر در تحقق سعادت و كمال جامعه انساني محور قرار گيرد.
* كارشناسي ارشد فلسفه و كلام اسلامي، دبير دبيرستان شهرستان گرگان (استان گلستان).