الگوي متعالي نظام خانواده در حكمت و عرفان اسلامي

 

اردشير محمودي *

 

  

با طلوع اسلام هويت الهي و انساني بشر از حيث فردي و اجتماعي دوباره احياء شده و قوا و استعدادهاي او كه در پس غبار جهل و ناداني مستور مانده بود، دوباره با نور توحيد روئيد و به فعليت رسيد. در اسلام نظام خلقت بر طبق الگوي توحيدي از «وجود يگانة حضرت حق» تنزل يافته است، بر اين اساس ماهيت امور ريشه در «وجود» واحدي دارد، كه مابه‌الاشتراك و مابه‌الاختلاف امور به آن رجوع دارد. از اينرو همة عناصر خلقت، از جمله عناصر مذكر و مؤنث كه بنيان نظام خانوادگي را تشكيل مي‌دهند، در خدمت ظهور امر توحيدند. بعنوان نمونه عنصر مذكر حيث «فاعلي» و عنصر مؤنث حيث «قابلي» وجود حق را نمايان مي‌سازند. از اينرو تنظيم نظام خانوادگي در اسلام، از حيث ايفاي نقش مديريت داخلي و خارجي، نحوه تعامل دو جنس در برپايي سنت ازدواج و كيفيت تعلق حقوق به آنها در شرع و ... ريشه در كيفيت آفرينش اين دو جنس و ايفاي نقش آنها در نظام خلقت دارد. نظام احسن آفرينش هنگامي به ظهور مي‌رسد كه دو موجود با كشش‌هاي وجودي متفاوت «وحدت» را كه سرچشمة همة زيبايي‌هاست، بظهور برسانند. عرفان و حكمت اسلامي تجلي و ترجمان اين وحدت است، در اين علوم دوئيت‌ها و توهمات از ميان رفته و وحدت عالم در عين كثرتش خودنمايي كرده و هر چيز در محل تكويني خويش جاي گرفته و ايفاي نقش مي‌كنند. از اينرو بررسي عناصر مؤنث و مذكر در معارف حكمي مي‌تواند ما را به الگوي نظام خانوادگي اسلامي رهنمون سازد.

 مقاله حاضر به بررسي تكون نظام خانواده در پرتو تفكر توحيدي و وجودي اسلام و مقايسة اجمالي با الگوي نظام خانواده در غرب خواهد پرداخت.

 كليد واژه‌ها:ا:

 توحيد، وجود، مذكر، مؤنث، حكمت و عرفان اسلامي، خانواده. . .

 

 

* دانشجوي كارشناسي ارشد فلسفه غرب دانشگاه تربيت مدرس.

 
چاپ مقاله
دانلود مقاله