وحدت از ديدگاه دواني

حسين محمدخاني **

  

بي‌شك دواني يكي از برجسته‌ترين شخصيتهايي است كه در دوره پس از حمله مغول به ايران (كه سبب انحطاط در فكر و فرهنگ ايران شد) و نيز فاصله مكتب اشراق تا شكل‌گيري مكتب متعاليه (از سوي صدرالمتألهين) پا به عرصه هستي نهاد. اهميت دواني نه تنها بدليل تأليفات فراوانش است بلكه آنچه سبب امتياز و برجستگي اين شخصيت شده است اين است كه از نوعي استقلال در تفكر و نوآوري بهره‌مند است. دواني علاوه بر آنكه به شارح شيخ اشراق معروف است، بر آثار ابن‌سينا تسلط كامل داشته و در بسياري موارد براي تبيين بيانش از سخنان ابن‌سينا مدد مي‌گيرد و نكته ديگر كه در اين تحقيق بدان مي‌پردازيم اثرپذيري‌اش از آثار عرفاني است.

 شايد بتوان گفت مهمترين انديشه دواني كه مورد توجه متأخرين نيز قرار گرفته است، بيان وي از وحدت وجود است (كه خود از آن به ذوق تألّه ياد مي‌كند) كه علاوه بر آنكه سعي كرده ساير انديشه‌ها‌يش با آن همسو باشد، از آن براي اثبات موارد ديگر استفاده كرده است. دواني در بحث وجود و ماهيت، علت و معلول و ...‌‌ براساس ذوق تأله سخن مي‌گويد و نيز در اثبات جنبه‌‌هاي ديگر توحيد (توحيد در وجوب وجود، توحيد افعالي و توحيد صفاتي) از آن بهره مي‌برد. از اينرو بدنبال بيان وحدت وجود از منظر دواني، به ارائه بيانش در اقسام ديگر وحدت نيز مي‌ پردازيم.  

 

* دكتراي فلسفه و كلام اسلامي و عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اراك

 

چاپ مقاله
دانلود مقاله