بررسي مسئله شر در انديشه ملاصدرا و لايب‌نيتس

علي فتح طاهري **

مسئلة شر كه يكي از مسائل مهم كلامي و فلسفي است همواره ذهن متفكران مسلمان و غير مسلمان را به خود مشغول داشته است. وجود شرور و اموري از قبيل درد و رنج و سيل و زلزله و ... در جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم انكارناپذير است. بنظر مي‌رسد وجود اين امور با وجود خداي كامل سازگاري ندارد. آيا خداوند كه خير محض است و واجد صفات كمالي چون علم و قدرت است نبايد جهاني بدون شرور مي‌آفريد؟ آيا با وجود شرور در عالم هنوز مي‌توان اين جهان را نظام احسن و بهترين جهان ممكن دانست؟ كمتر متفكر خدا باوري را مي‌توان يافت كه دغدغه حل اين مشكل را نداشته باشد. اين مسئله حتي نزد فيلسوفان ملحد نيز اهميت دارد و از آن به عنوان برهاني عليه وجود خداوند استفاده كرده و دين را امري غيرمعقول دانسته‌اند. دو فيلسوف بزرگ، يكي در جهان اسلام (ملاصدرا) و ديگري در جهان غرب (لايب‌نيتس) ضمن بررسي دقيق موضوع و بيان شقوق مختلف مسئله راه‌حل‌هاي مناسبي ارائه كرده‌اند. آراء آنان از اين حيث كه بسيار شبيه يكديگرند در خور تأمل است. در اين مقاله با تأكيد بر نظر صدرالمتألهين به بررسي تطبيقي آراء اين دو فيلسوف مي‌پردازيم.

  كليد واژه‌ها  :

شر، نظام احسن، جهان‌هاي ممكن، اختيار

 

 ** استاديار گروه فلسفه دانشگاه بين المللي امام خميني

 

چاپ مقاله
دانلود مقاله