تأثير ملا جلالالدين رومي در انديشههاي ملاصدراي شيرازي
منيره سيد مظهري **
يكي از راههاي شناخت و نقد انديشهها، مقايسه نظرات گوناگون بزرگان فكر و انديشه با همديگر و به داوري پرداختن ميان آنهاست. تشخيص صحت و سقم، صعود و سقوط، قوي و ضعيف، اصيل و غيراصيل هر نظري تنها در محك و ترازوي مقابله آراء ديگران و نقد و بررسي صحيح آن ميّسر است. همانگونه كه تأثير و تأثر، استدلال يا وامداري هر متفكري از متفكر ديگر، در گرو اين روش بوده و تنها از اين طريق ميتوان به مشتركات انديشهها و فرهنگهاي مختلف پي برد.
تأثير عظيمي كه ملاصدرا در فلسفه اسلامي، خصوصاً فلسفه شيعي نهاده و انقلابي كه بوجود آورده است بر كسي پوشيده نيست. همانگونه كه تأثير جلالالدين محمد مولوي در عرفان اسلامي بر احدي مستور نبوده است. نكته مهم اين است كه ملاصدرا شديداً متأثر از حضرت مولانا بوده و در جاي جاي آثار خود مستقيم يا غيرمستقيم از اشعار و نظرات مولوي بعنوان شاهد مثال استفاده ميكند.
ما در اين مقاله به بررسي مشتركات مهم انديشه اين دو بزرگوار پرداخته، در حد توان به نمونههايي از آن اشاره خواهيم كرد.