نگاهي به انديشه غياث الدين منصور دشتكي
معصومه حاجيآقايي شهرستاني
غياثالدين منصور از اعاظم حكما بود كه در 20 سالگي از علوم زمان خويش فارغ گشت. در زمان شاه طهماسب صدر اعظم بود كه استعفاء كرد و به شيراز بازگشت.
غياثالدين منصور را نميتوان صاحب مكتب بشمار آورد اما بايد گفت جرياني به نام «مكتب شيراز» كه بين قرون هفتم تا نهم بتدريج شكل گرفته بود با ظهور غياثالدين منصور به اوج خود رسيد.
اما عمدة اهميت غياثالدين منصور در حكمت است خصوصيات «مكتب شيراز» را به وضوح هر چه تمامتر در آثار او ميتوان يافت. «مكتب شيراز» را بايد «دورة تقريب» دانست نه «دورة فترت» دورهاي كه در آن عناصر حكمت متعاليه از جمله حكمت اشراق، حكمت مشا، عرفان نظري، كلام، تفسير معارف بلند شيعي به يكديگر نزديك شده و سرانجام در حكمت متعاليه به وحدت رسيدهاند و اين امر در آثار غياثالدين منصور كاملاً هويداست.
او در بيشتر آثارش به تعديلي بين مكتب اشراق و حكمت مشا، همت گماشته و آن دو را با هم مطرح كرده است و بر همة آثار مشائيان تسلط كامل دارد و آنها را تدريس كرده و بر آنها شرح و حاشيه نگاشته است.
حواشي و شروح متعدد او بر اشارات و شفا نمونه آنهاست اما در عين حال، در آثارش روش اشراقي را پاس داشته است و به ادعاي خود او بعضي از امور و حقايق را از راه كشف و شهود بدست آورده است. شرحي كه بر هياكل النور شيخ اشراق نگاشته خود گوياي تسلط او بر مكتب اشراق است. و در كتاب مرآةالحقايق و مجليالدقايق در حدود سي مسئله فلسفي آراء جديد خود را بيان داشته كه با آراء مشائيان و اشراقيان قبل از او متفاوت است.
مشهور است كه غياثالدين كتاب اشراق هياكل النور را در هيجده سالگي نگاشته است كه نبوغ عظيم غياثالدين را گواهي ميدهد. ملاصدرا نيز در اسفار از او بعنوان «المقدس المنصور المؤيد من عالم الملكوت السماء غياث اعاظم السادات و العلماء» ياد ميكند.