ايمان و عقل نزد ملاصـدرا
محمد ايلخاني **
نزد ملاصدرا، برخلاف جريان عمدة فلسفي و كلامي غرب و برخي از متكلمان و عارفان مسلمان، بين ايمان و عقل تفاوت و تقابل نيست. به نظر او ايمان معرفت است و بعنوان حكمت انسان را به شناخت بيشتر خداوند و رستگاري رهنمون ميسازد. او كفر را بعنوان جهل در مقابل ايمان بعنوان معرفت حقيقي قرار ميدهد. در واقع نزد او ايمانگرايي در عقلگرايي و عقلگرايي در ايمانگرايي مشاهده ميشود. اما اين عقلگرايي بمعناي عقلگرايي در فلسفة ارسطويي كه معرفت را برگرفته از عالم محسوس با انتزاع عقلي ميداند و عقلگرايي جديد نيست. براي او حكمت منشأ الهي دارد و حقايق را بر انسان مكشوف ميكند. اين ديدگاه در فلسفة اسلامي اين فلسفه را از فلسفه و كلام غالب در غرب كه معرفت فلسفي را معرفتي كاملاً متمايز از ايمان ميداند و بر دنيوي بودن فلسفه تأكيد ميكند متمايز مينمايد. ملاصدرا با خوشبيني به روند كمال يافتن عقل در انسان و در تاريخ به نوعي نويد حاكميت عقل و حكيمان را در آخرالزمان ميدهد. اين سير فردي و تاريخي مقدمهاي است براي رستگاري اخروي.