بررسي جايگاه علامه جلالالدين دواني در مكتب حكمي و فلسفي شيراز
مريم سلگي **
جلالالدين محمد دواني معروف به علامه دواني، فيلسوف، حكيم، متكلم، شاعر و دانشمند بزرگ اسلامي از جمله شخصيتهايي است كه در رشد و گسترش علوم عقلي گامهاي مهمي برداشته است. جلالالدين سال 803 هـ .ق، در قريه «دوان» در نزديكي شهر كازرون از توابع شيراز متولد شد. او پس از فراگيري حكمت، فقه، اصول، تفسير، حديث و ادبيات به تدريس مشغول شد. كلاسهاي درس او، چون افكار و ابتكارات نو و بديعي را عرضه ميكرد بزودي مشتاقان دانش را گردآورد، طالبان علم از همه جا به محضرش ميآمدند و بواسطه اطلاع او از علوم گوناگون و نيز افكارش، آوازه او همه جا را فرا گرفت و مشهور شد.
دوران زندگي علامه دواني مصادف با حكومت سلطان يعقوب بايندري بود او همواره مورد احترام سلطان بود و به سمت قاضي فارس انتخاب شد و تا آخر عمر در اين منصب باقي ماند. در مورد مقام و جايگاه علمياش بايد دانست كه از زمان او تا زمان »صدرالمتألهين شيرازي» كه حدود 150 سال فاصله است، مباحثات عقلي براساس افكار او استوار بود و در آن دوران تنها كسي كه ميتوانست با او برابري كند حكيم مشهور «سيد صدرالدين دشتكي شيرازي» معروف به «سيد سند» بود كه قبل از جلالالدين، حوزه درس و بحث او گرم و شاگردان زيادي داشت ولي با روي كار آمدن جلالالدين، بطرز قابل توجهي حوزه درسي و موقعيت او از رونق افتاد. ميان دواني و دشتكي مناظرهها و بحثهايي در باب مسائلي از فلسفه و كلام صورت گرفته است اينگونه بنظر ميرسد كه اين مناظرات سخت و تند بوده تا جايي كه دشتكي بيشتر آثار و تأليفات دواني را مورد رد و نقض قرار داده است.
بيش از 30 كتاب در علوم مختلف عقلي و نقلي به جلال الدين دواني نسبت دادهاند، اين آثار به تصديق دانشمندان اهل فن، دليل بر احاطه علمي دواني نسبت به علوم اسلامي متداول در آن زمان است موضوعاتي كه وي پيرامون آنها به نگارش آثاري پرداخته است بدين قرار است:
تفسير قرآن، فلسفه و كلام، منطق، فقه و اصول و حديث، هيئت و هندسه و رياضي، اخلاق و ادبيات فارسي و علوم غريبه، و چندين اثر ديگر.
اهميت دواني در كثرت تصنيف و فراواني تأليف نيست بلكه آنچه موجب امتياز و برجستگي شخصيت او ميگردد اين است كه از نوعي استقلال در فكر و نوآوري بهرهمند است. رسالة شواكل الحور في شرح هياكل كل النور نشان ميدهد كه نسبت به آثار سهروردي آگاهي داشته البته با آثار عرفاني محي الدين عربي (شيخ اكبر) نيز بخوبي آشنا بوده است.
بررسي رسالة الزوراء نشان ميدهد كه او تا چه اندازه از حكماي مشائي فاصله گرفته است. جلالالدين دواني در اين رساله با اشاره به پارهاي از حقايق برخي از مواضع مهم فلسفي خود را آشكار ساخته است. او در رسالة الزوراء مسئلة علت و معلول را مورد بررسي قرار داده و معلول را وجهي از وجوه علت بشمار آورده است.
و اينكه كل عالم هستي با واسطه يا بدون واسطه معلول حق است و معلول نيز شأني از شئون حق است و ديگر هيچ. پس در عالم هستي ذوات متعدد وجود ندارد بلكه حقيقت هستي ذات واحدي است كه داراي صفات متعدد و بسيار است. او در كتاب نور الهدايه تشيع خود را علناً آشكار ساخته است. علامه دواني با كوشش بسيار همچون خواجه نصيرالدين طوسي _ كه فلسفه مشا را در دوران مصيبت بار مغول احياء كرد _ حكمت اشراق را در آن برهه خاص تاريخ زنده نگاه داشت.
كليد واژهها:
جلال الدين دواني، صدرالدين دشتكي (سيد سند)، غياث الدين منصور دشتكي، شيراز، اخلاق جلالي، حكمت اشراق، رساله الزوراء